تبليغاتX
مشخله
 

من هم به زمانی برای تمرکز،تفکر، تعمق، تامل و تیز کردن ناخن هام احتیاج دارم ...

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت     

 

کاملا" مطمئنم ای جان مشخله مسلک هم از بابت بُرد امشب تیم ملی آلمان خوشحاله! عین خودم!

بعد از تماشای فوتبال، یه سرک هم توی اینترنت کشیده و به این وبلاگ هم نگاهی انداخته!  بس که لوسه...

شب بخیر ای جان ...

پ. ن :رنگ این توپ قرمز گوجه ای رو دوست داره ها! تابلوی تابلو! الهی بگردممممم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت      | 

 

THREE WEEKS OLD WHITE LION CUB

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت      | 

 

بدوم ... بدوم ... الان باز هم مامان میفهمه رفته بودم اون طرفها!

همش تقصیر اون بچه سمندره هست که وقت فرار دوید توی گِل و شِل ... دست و پاهام کثیف شدند. مامان جونم هم که تیزه! فوری از بو و طعم گِل روی دست و پاهام میفهمه باز هم رفته بودم اون سمت دشت.... خدایا این بار هم هوامو داشته باش قول میدم تکرار نشه ( حالا کجا!!؟؟!)

خدایا!!!!! بابااااااااااااااام!

پ. ن : ای جااااااان ترسوی من! خب تو که اینقدر ازشون حساب می بری، شیطنت نکن! حرف گوش کن عژیژ دلم! کی میخواهی متنبه بشی قوبونت بلم من؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت      | 

 

این دو نامرد، جزو شجاع ترین و شیردل ترین نامردان تاریخ بشریت هستند. با شجاعت تمام، اسلحه دست گرفتند و رفتند سراغ موجوداتی که سرشون به کار زندگی طبیعی و غریزی شونه.

درجه هنرمندی و شجاعت و جُربُزه و ماجراجویی و هوس خونریزی این دو ابلیس، باید خیلی بالا باشه که چنین شاهکاری رو خلق کردند. نه؟ حیف بود از این شق القمرشون عکس یادگاری نگیرند. آدم در برابر این همه شجاعت مبهوت و انگشت به دهن می مونه. اطرافیان این نامردان چه افتخاری بهشون می کنند. نه؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت      | 

 

میگما! شما هم همون اندازه مشخلگی توی وجود این جان جهان تشخیص میدید که من تشخیص میدم؟! گاهی میگم نکنه دارم اغراق میکنم؟! ولی آخه پس جایگاه این مستندات کجاست؟؟! این همه دلیل و مدارک مختلف. نه یکی، نه ده تا، نه صد تا! باز هم مدرک دارم. یکی یکی! عمری باشه همه شونو رو می کنم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت      | 

لوس جان خان بابا خانه

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت      | 

 

حوصله نداره خب ...

+ نوشته شده در  جمعه 19 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  جمعه 12 خرداد1385ساعت      | 

 

تو هم کشتی ما رو با این بچه هات! نوبرشو آوردند

سه تا دسته گل داری ... عین ماه! الهی بگردممممممم .... خانومی تو! خانوووووووووم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت      | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت      | 

 

تکرار می کنم: تو شکوندن دل منو بلد نیستی!

وقتی اینو میگم، به این معنی هم هست که اصلا" پتانسیل انجام چنین عملی در اختیارت نیست. تو اون سر دنیایی و من این سر ...

این چند روز، راه به راه دلم از عالم و آدم شکسته شده. میخوام دنبال یه سرویس پست سریع بگردم که دل دیوانه مو بفرستم بیاد پیشت که اینهمه باعث کج خلقی خودم و بقیه نشه. تحویلش می گیری؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت      | 

 

این باباته یا خان داداشه؟

انگار تو از هفت دولت خط داری که با این فک و فامیل هات هر شوخی ای که دوست داری انجام بدی. نه؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت      | 

 

هیششششکی تو رو ندید!!!  

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت      | 

 

خب برو بخواااااااب!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت      | 

 

لوسه دیگه. دست خودش نیست. باور کنید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت      | 

 

جمعشون جمعه فقط یکی شون کمه قوبونش بلم من. شاید این عکسو خودش از خانواده محترم انداخته!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت      | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت      | 

 

من حالم خوب نیست. هیچ خوب نیست! دارم از خفقان می میرم. حالم خوب نیست. نیست.

حالم خوب نیست....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت      | 

 

صبح خوابی ازت دیدم. خوابی که دوست نداشتم خواب باشه. اما بود. غمگینم ... خیلی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت     

 

پونه جون، مرسی که متوجه خوبی های من شدی. تو تازه با من آشنا شدی. دیگه تصور کن چی توی دل عوبی میگذره. یک ساله که به بهشت عشق من وارد شده ... خبر دل اونو فقط خدا داره و بس.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت      | 

 

دلم ضعف میره این عکست رو که می بینم. بذار پام به آفریقا برسه....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت      | 

 

پسر لوسه ی با غیرت خانواده، قربون قد و بالاش برم من. یک دنیا غیرت و مردانگی توی همین یه ذره قدش ذخیره است. پس چی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت      |